بازدید :
2,190
زمان ارسال :
9 سال پيش
بازدید :
2,190
زمان ارسال :
9 سال پيش
کانال : پرویز پرستویی
قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همان که می پنداشت ,به یکی جرعه اش خراب شدیم
رنگ سال گذشته دارد همه ی لحظه های امسالم
۳۶۵ حسرت را همچنان می کشم به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم
دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم
یک نفر از غبار می آید مژده ی تازه ی تو تکراری ست
یک نفر از غبار آمد و زد زخم های همیشه بر بالم
باز در جمع تازه ی اضداد حال و روزی نگفتنی دارم
هم نمی دانم از چه می خندم ,هم نمی دانم از چه می نالم
راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشایی است
به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم
دوستانی عمیق آمده اند چهره هایی که غرقشان شده ام
میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم
چندی نیست شعر هایم را جز برای خود نمی خوانم
شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان لالم کنند
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت، بنشین غمی نیست
حوّا ی من بر من مگیر این خود ستایی را
که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد، در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست،
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر، آن را
در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر,اگر چه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
توضیحات :
قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همان که می پنداشت ,به یکی جرعه اش خراب شدیم
رنگ سال گذشته دارد همه ی لحظه های امسالم
۳۶۵ حسرت را همچنان می کشم به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم
دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم
یک نفر از غبار می آید مژده ی تازه ی تو تکراری ست
یک نفر از غبار آمد و زد زخم های همیشه بر بالم
باز در جمع تازه ی اضداد حال و روزی نگفتنی دارم
هم نمی دانم از چه می خندم ,هم نمی دانم از چه می نالم
راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشایی است
به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم
دوستانی عمیق آمده اند چهره هایی که غرقشان شده ام
میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم
چندی نیست شعر هایم را جز برای خود نمی خوانم
شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان لالم کنند
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت، بنشین غمی نیست
حوّا ی من بر من مگیر این خود ستایی را
که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد، در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست،
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر، آن را
در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر,اگر چه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
0نظر ثبت شده
دکلمه مثل ستاره از پرویز پرستویی
دکلمه دوستت دارم از پرویز پرستویی
دکلمه ساده بگویم از پرویز پرستویی
دکلمه اسم قشنگ از پرویز پرستویی
دکلمه از فاطمه پرویز پرستویی
دکلمه عشق است از پرویز پرستویی
دکلمه زیباست آزادی از پرویز پرستویی
دکلمه پیرم اما ... از پرویز پرستویی
دکلمه عطر حضور تو از پرویز پرستویی
دکلمه تنهایی از پرویز پرستویی
دکلمه همیشه از پرویز پرستویی
دکلمه دلم خوش است از پرویز پرستویی
آهنگ این واسه ما دل نمیشه از پرویز پرستویی
آهنگ برادر از پرویز پرستویی
آهنگ من تهرونمو میخوام از پرویز پرستویی
دکلمه من پرویز پرستویی از پرویز پرستویی
دکلمه رسم زمونه از پرویز پرستویی
دکلمه هنوز زنده ست از پرویز پرستویی
دکلمه آب از آب تکان نخورد از پرویز پرستویی
موزیک ویدیو برادر از پرویز پرستویی
آیا از حذف این لیست پخش اطمینان دارید؟
0نظر ثبت شده
لیست پخش ایجاد شد.
نظر شما ثبت گردید و پس از تایید منتشر خواهد شد.