بازدید :
266
زمان ارسال :
2 سال پيش
بازدید :
266
زمان ارسال :
2 سال پيش
کانال : mohsen_chavoshi
متن آهنگ ( متن ترانه ) در آستانه پیری محسن چاوشی
در آستانه یِ پیری ، گلایه از شبِ دنیا
بد است مردِ حسابی ، به احترام دیازپام
بدون غصه و بوسه ، تلاش کن که بخوابی
تو مثلِ برده ی خانه ، وبالِ گردن روزی
کسی نگفت نباید ، که از نهاد بسوزی
تو آفتاب نبودی ، که بی دریغ بتابی
چه اسب ها که درونت ، به اهتزاز درامد
به شِیهه عُمرِ گلویت ، کشان کشان به سر آمد
تو را که بست به گاری ، که روز مزد عذابی
لگد زدند به شیری که صبر غرش او بود
شکست یوزپلنگی ، که رام و آینه خو بود
و از فراز دهانی ، سقوط کرد عقابی
دلیر ماندی و نان را ، به خون زدی که نمیری
به هرزه پا ندواندی
از این دوندگی آخر چه میرسد به جماعت
جز آخوری و طنابی
شناسه عالمی اما ، شناسنامه نداری
و دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداری
غرور منقطع النسل ، عماره سازِ خرابی
تو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودی
قبول کن که رسولی ، بدونِ معجزه هستی
بلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابی
دریچه ای که تپید و ، جهان کوچک ما را
به نور خوان گرفتست ، بیا و زنده شو ای ماه
که مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابی
هزار ماهیِ تنها ، فدایِ آبی دریا
هزار بسته مسکن ، فدایِ این غم برنا
هزار گَله ی درنا ، فدایِ وسعت آبی
گلایه از شب کوچک ، ولِک به شیوه ی کودک
پس از حزن مبارک ، شبت بلند غمت نیز
غمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی
توضیحات :
متن آهنگ ( متن ترانه ) در آستانه پیری محسن چاوشی
در آستانه یِ پیری ، گلایه از شبِ دنیا
بد است مردِ حسابی ، به احترام دیازپام
بدون غصه و بوسه ، تلاش کن که بخوابی
تو مثلِ برده ی خانه ، وبالِ گردن روزی
کسی نگفت نباید ، که از نهاد بسوزی
تو آفتاب نبودی ، که بی دریغ بتابی
چه اسب ها که درونت ، به اهتزاز درامد
به شِیهه عُمرِ گلویت ، کشان کشان به سر آمد
تو را که بست به گاری ، که روز مزد عذابی
لگد زدند به شیری که صبر غرش او بود
شکست یوزپلنگی ، که رام و آینه خو بود
و از فراز دهانی ، سقوط کرد عقابی
دلیر ماندی و نان را ، به خون زدی که نمیری
به هرزه پا ندواندی
از این دوندگی آخر چه میرسد به جماعت
جز آخوری و طنابی
شناسه عالمی اما ، شناسنامه نداری
و دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداری
غرور منقطع النسل ، عماره سازِ خرابی
تو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودی
قبول کن که رسولی ، بدونِ معجزه هستی
بلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابی
دریچه ای که تپید و ، جهان کوچک ما را
به نور خوان گرفتست ، بیا و زنده شو ای ماه
که مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابی
هزار ماهیِ تنها ، فدایِ آبی دریا
هزار بسته مسکن ، فدایِ این غم برنا
هزار گَله ی درنا ، فدایِ وسعت آبی
گلایه از شب کوچک ، ولِک به شیوه ی کودک
پس از حزن مبارک ، شبت بلند غمت نیز
غمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی
تگ ها:
0نظر ثبت شده
آهنگ ببر به نام خداوندت - محسن چاوشی
آهنگ تو در مسافت بارانی - محسن چاوشی
آهنگ در آستانه پیری - محسن چاوشی
آهنگ همراه خاک اره - محسن چاوشی
آهنگ لطفاً به بند اول سبابه ات بگو... - محسن چاوشی
آهنگ ای ماه مهر - محسن چاوشی
آهنگ ما بزرگ و نادانیم - محسن چاوشی
آهنگ جهان فاسد مردم را - محسن چاووشی
آهنگ مسلخ - محسن چاوشی
آهنگ تــو در مسافت بــارانی محسن چاوشی
آیا از حذف این لیست پخش اطمینان دارید؟
0نظر ثبت شده
لیست پخش ایجاد شد.
نظر شما ثبت گردید و پس از تایید منتشر خواهد شد.